X
تبلیغات
زولا
شنبه 15 تیر‌ماه سال 1392 @ 05:58 ب.ظ

تولد بهار


ازخواب بیدار می‌شوم. به مادرم سلام می کنم.مادرم می گوید: امروز روز تولد است. به او می‌گویم: جشن تولد چه کسی؟ پس چرا نمی‌رویم؟ مادرم می گوید:ما نمی رویم، او با لبخند می‌آید. می‌گویم: چه کسی؟ می‌گوید: خودت می‌فهمی. هنگام عصر است. به حیاط خانه می‌روم. حالا منظور مادرم را می‌فهمم. لبخند روی لب‌هایم می‌نشیند. بوی شکوفه، شکوفه‌هایی که تا دیروز نبودند را حس می‌کنم. بالا می‌روم و به مادرم می‌گویم: مادر تولد بهار است. او با لبخند صورتم می‌بوسد و می‌گوید: درست است، سال نو مبارک، بهارت همیشه سرسبز


بهار  1392 خورشیدی

برچسب‌ها: بهار
نظرات (1)
مامان
دوشنبه 17 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 11:45 ق.ظ
تولد بهارت هم متن قشنگی دارد به خصوص که اون رو در ایام بهار نوشتی. این جمله شکوفه هایی که تا دیروز نبودند رو خیلی دوست دارم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قشنگی از خودتونه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد