X
تبلیغات
زولا
یکشنبه 3 دی‌ماه سال 1391 @ 08:42 ب.ظ

یلدا


این متن رو شب یلدای امسال نوشتم: 


یلدا آن دختری که همراه مادر بزرگش با هزاران شعر و مثل از راه می رسد.

با چشمان برفی از راه می رسد.

لحظه ی شادی برفها و خنده های کودکی

کی دوباره با همان دوست هر سالی خود شاد و خندان می شوند؟

یلدا باز دوباره در کنار ماست. 

و این بار این دختر گیسوبلند

باز بزرگ تر شده است.

کی دوباره به زمستان سلام خواهیم داد؟

هندوانه از دور با چهره ی سرخ به ما لبخند می زند.

و اما بافتنی های مادر بزرگ یلدا با نور سفید برف به خانه ها روشنی می دهد.

و انگار شاعران هم در کنار سفره های ما صندلی دارند و کنار ما یلدا را جشن می گیرند:

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند

و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید.

(شعر رو مامانم به انتهای متن اضافه کرد).

برچسب‌ها: مناسبت‌ها، یلدا
نظرات (7)
مامان
یکشنبه 3 دی‌ماه سال 1391 ساعت 10:55 ب.ظ
وقتی از مهر برآمده باشی می توانی برای زادروز مهر چنین متن قشنگی بنویسی آن هم زمانی که تنها 9 سال داری.
عزیز دلم هنوز چند روز بیشتر از جشن تولد مهر نگذشته این روز را به تو شادباش می گم و امیدوارم بیشتر و بیشتر بنویسی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
می دانم که هر سال باز تولد مهر می شود و یلدا با چشمان برفی دوباره از راه می رسد. من هم با یلدا بزرگ می شوم و می توانم نوشته های بیشتر و بهتری بنویسم.
مامان
یکشنبه 3 دی‌ماه سال 1391 ساعت 10:58 ب.ظ
این شعر مهد کودکت رو یادته تو هتل شهر با دوستات می خواندی؟
بلندترین شب سال شب یلداست
شبی پر از خاطره به که چه زیباست
با شادی و با خنده چه جشنی برپاست
با آجیل و با میوه تا صبح چه غوغاست
یلدا ، یلدا شب یلدا بلندترین شب سال شب یلدا است.
تو این شعر رو خیلی خوشگل می خواندی و یلدا رو هم گلدا می گفتی می خواندی گلدا، گلدا ، شب گلدا، بلندترین ....
یادش به خیر عزیزم چه زود بزرگ شدی و برای یلدا گیسوی بلند و چشمان برفی کشیدی...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به قول بچگی هایم گلدا همیشه زیباست.
عمو مهرداد
شنبه 9 دی‌ماه سال 1391 ساعت 06:46 ب.ظ
سلام مهرسا جان
مطمئن هستم که یه روزی یه نویسنده خلاق و با ذوق خواهی شد که با نوشته هایت میتوانی خواننده را به رویا و یا هرجایی که اراده کنی، ببری. اون روز دیر نیست.
خیلی زیبا و قشنگ بود. آفرین
یلدات مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عمو جان
یلدای شما هم مبارک
امیدوارم لاوین عزیز شما هم به همه آرزوهای قشنگش برسه
خاله اکرم
یکشنبه 24 دی‌ماه سال 1391 ساعت 09:36 ب.ظ
سلام مهرسای قشنگم
امروز وقت کردم تو وبلاکت یه چرخی بزنم اول از همه هم شعر یداتو که قبلا هم برام خونده بودی خوندم و لذت بردم به خواهرهام هم توصیه کردم اونو بخونن و خیلی خوششون اومد .
عزیزم امیدوارم نوشته های بیشتری ازت بخونم و با هر شعر و نوشته بزرگ شدن و کامل شدنت رو شاهد باشم .
عاشقتم عزیزم و می بوسمت
همیشه موفق باشی

امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خاله جون
دلم براتون خیلی تنگ شده
خیلی به شعر باز باران با ترانه که بهم دادین نگاه می کنم و می خوانمش
از لطفتون ممنوم
به امید دیدار
sepideh
سه‌شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 01:26 ب.ظ
تو هیچ میدونستی من به خاطر این قلم زیبااااات، از صمیم قلب بهت افتخار میکنم ؟ :-*
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خاله جون خیلی لطف دارید و امیدوارم با راهنمایی های شما بتوانم بهتر بنویسم.
فاظمه درویش
سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 11:56 ق.ظ
دختر گلم داستانهایی که نوشتی بسیار زیباست من از اینکه مادر بزرگ تو هستم بسیار خوشحالم و بتو افتخار میکنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما بهترین مادر بزرگ دنیاهستید*
فاظمه درویش
سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 12:01 ب.ظ
مهرسای عزیزم بسیار زیبا داستان می نویسی موفقیت تو آرزوی من است
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد