X
تبلیغات
زولا
جمعه 24 شهریور‌ماه سال 1391 @ 04:43 ب.ظ

چند تا جوک


یه قهوه ازش بخار بلند می شد، گفتن چرا ازت بخار بلند می شه؟

گفت: آخه تو دودکش بودم!

یه دفتر برگشت. بهش گفتن چرا برگشتی؟

گفت: آخه می خوام پرواز کنم. 


به یه پرده گفتن: چرا این قدر نرم و نازکی
گفت: آخه من دخترم.


به یه کرفس گفتن: چرا این قدر خم شدی؟
گفت: آخه با برگام جاور کردم، کمرم درد گرفته
نظرات (3)
بابا سعید
شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 09:51 ق.ظ
سلام دختر گلم
چقدر قشنگه ادم روزش را با نوشته دخترش شروع کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
با این چیز قشنگی که نوشتی ناراحتی دیروز از دلم دراومد.
مامان
شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 03:17 ب.ظ
من این کرفسه رو خیلی دوست دارم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کرفس؟ مخصوصاً خورشت کرفسای مدرسمون وایییییییی
بابا سعید
سه‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 09:40 ق.ظ
سلام دخترم
روزت مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بابا جون ممنونم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد